بابا توهم!!
نویسنده : حاجی فرفره - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
 

سوال اون:مگه ما وقتی که زیر بمب و موشک بودیم،فلسطینی ها کجا بودن؟ مگه ما کم اسیر ارتش عراق داشتیم که فلسطینی بودن و جوونامونو شهید کرده بودن؟ حالا رئیس جمهور وطن فروشمون داره خودشو براشون ... میده اونم زمانی که تو ایران گرونی،فقر و بدبختی خود مردم ایران بیداد میکنه!

جواب حقیر: ما وقتی زیر بمب بودیم امثال رهبران سبزکی و وطن فروشانی مثل مهندس موسوی تو سولاخ موش ها قایم می شدن و دستشونم رو گوشاشون می زاشتن,مبادا که صدای بمب و موشک های امریکایی و میگ های فرانسوی ارتش عراق رو بشنون.بله اون روزا امثال به اصطلاح روشن فکران , دکترا , مهندسان و حاجی بازاری هایی بودند که به جنگ با کفر نرفتند .. چرا؟

  چون دکتر براشون تجویز کرده که ترکش ضرر داره برای بدن.

بله ما اون روزا از فلسطینی هم اسیر داشتیم.نه فقط از فلسطین بلکه ما اون روزا از 18 ملیت متفاوت اسیر داشتیم.بله ما فقط با صدام ملعون نجنگیدیم

ما با تمام کفر , با تمام دشمنان اسلام در سراسر گیتی جنگیدیم.

جنگ ما مطلق جنگ با عراق نبود. خیر!!!

جنگ ما جنگ تمام اسلام بود با تمام کفر.

ما اون روز با فقط یک فلسطینی که تو ارتش عراق بود نجنگیدیم.

ما اون روز با موشک های آمریکایی

با میگ ها فرانسوی

با بمب های شیمیایی آلمانی جنگیدیم.

ما آن زمان با تمام دنیا می جنگیدیم.

و امروز هر جایی که مظلومی باشه ازش دفاع می کنیم.

این یعنی مسلمانی.

یعنی ایرانی بودن

یعنی در عین حالی که یهودی رو سرت خاکستر می ریزه ناراحت که نشی هیچ, یه روزم که می فهمی تو بستر بیماریه بری به عیادتش تازه براش هدیه هم می بری,تا ازش دلجویی کنی.

این بود پیامبر ما.تا به ما بیاموزه انسانیت را.

این یعنی اسلام.یعنی دین.یعنی حق.

 

البته در حوادث فتنه جو شناخت عرصه دشواره و برای تشخیص میان حق و باطل نیاز به بصیرت داریم.

پس بصیرت خودمون رو بالا ببریم.

 

پ.ن:

آنجا که حسین (ع) در صحنه است‌٬ اگر در صحنه نباشی٬ هرکجا میخواهی باش٬ چه ایستاده در نماز٬ چه نشسته در شراب٬ هر دو یکیست....

 
comment نظرات ()