علی زمان
نویسنده : حاجی فرفره - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
 

مثل اینکه جای یه سری چیز ها با هم عوض شده!

متهم شاکی شده و شاکی متهم!

ما از اول هم گفتیم حساب معترض از منافق جداست!

مگه ما معترض نیستیم خودمون؟

امثال من به خیلی چیز ها معترضند و ماشاالله کسی هم گوش نمیده جز رهبری!

این دلیل میشه که ماها بریزیم تو خیابون و بانک و اموال مردم رو آتیش بزنیم و بعد هم مانند فاتحان داد و هوار بکشیم و به خودمون افتخار کنیم که تونستیم یکی از سطل آشغال های خیابان . . . . رو فتح کنیم؟!!

کسی نگفته همه ی اونهایی که به انتخابات اعتراض داشتند منافق و لا مذهب و بی دین هستند!

اما باید قبول کنیم که این گروه معترض زمینه ساز شد برای ایجاد التهابات بی خود و بی جهت و باعث کشته شدن تعدادی از هموطنان شدند! اینها قابل انکاره؟

من موندم تو کار این خدا!

الان میان این رو میخونن و می نویسن که شماها کشتید ! کسی نمیگه کار خودمون باعث شد که اینها کشته بشن! که چی بشه؟ چرا؟

یکی نیست یاد آوری کنه به اینها تاریخ رو! یاد آوری کنه که معاویه اونقدر تبلیغات علیه امیرالمومنین کرده بود که روی منبر که جایگاه رسول الله هستش به امیرالمومنین فحاشی می کردند و کسی دم نمیزد!

یکی بیاد بگه به اینها که علی (ع) به یتیم ها کمک می کرد و مردم می گفتن خدا علی رو لعنت کنه!

تکلیف رو مشخص کنید! الان هم زمان امام علیه فرقی نکرده فقط یکم مدرن تر شده به ظاهر!

یا روتون نمیشه بگید علی هم بد بود برا اینکه اسطوره ی عدالت رو زیر سوال نبرید یا علی واقعا خوب بود و همه بهش فحاشی می کردند!

کدوم؟ مسلما علی (ع) بد نبود! مردم هم که بد نبودن! پس چس میشه که همه به علی فحاشی می کنند و دلیل و برهان و فلسفه می تراشند؟

 

آقا اجازه گریه می کنم از درد دوریت

آقا اجازه گریه می کنم از این صبوریت


آقا اجازه! خسته ام از اين همه فريب،
از هاي و هوي مردم اين شهر نا نجيب.

آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
ديوارهاي سنگي از کوچه بي نصيب.

آقا اجازه! باز به من طعنه مي زنند
عاشق نديده هاي پر از نفرت رقيب.

«شيرين»ي وجود مرا «تلخ» مي کنند
«فرهاد»هاي کينه پرست پر از فريب!

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمي شويم! بيا: ماجراي «سيب»!

....آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب

باشد! سکوت مي کنم اما خودت ببين..!


 
comment نظرات ()
 
پایبندی به مر قانون تندروی نیست!(دوستان آقای مطهری بخوانند)
نویسنده : حاجی فرفره - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
 

«نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجی‌ها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله می‌نویسیم و خانواده‌های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.»!!؟؟

باید عرض کنم که آقای مطهری اساسا این تجمعات به قول شما آرام صرفا برای خود نمائی ضد انقلاب و همان اغتشاشات آخرش شکل گرفته است ،و  تحریک کردن مردم برای حضور در خیابان ها هم در همین راستا صورت گرفته شد، وگرنه همانطور که خودتان هم عرض کرده اید ادعای تقلب یک توهم است .

« نیازی به حمایت امثال بنده ندارند» این را خوب نوشتید بنده هم با شما موافقم لازم نیست شما از ما دفاع کنید و اصلا بهتان هم نمی آید ،شما مدافع همان اقلیت لجوج و منحرف و یا به اصطلاح صحیح ،سران فتنه و حامیان آنها باشید ، پشتیبانی از ما بماند برای دلسوزان نظام جمهوری اسلامی ایران نه شما و امثال آقای رضایی.

 

«دست از توهمات وقوع انقلاب مخملي و براندازي نرم در ايران برداريم»!!!!


اگر منظور شما همان افرادی است که مدتی در اردوگاه میرحسین موسوی توهم زده بودند که شاید بتوان با بهانه ی تقلب چنین کاری را انجام داد ، خوب بنده هم با شما موافقم و اتفاقا این توهم را بعد از 9 دی فقط می توانند به گورستان ببرند.

اما اگر منظورتان دلسوزان نظام و دستگاههای امنیتی است که از مدتها پیش تحرکات مشکوکی را در اطراف خیمه ی سبز مشاهده می کردند و آن را پیشاپیش از روی نسخه های غربی به ملت و خواص بی بصیرت هشدار می دادند ، باید به حال شما تأسف خورد ، مگر غیر از این است که بدنه ی فتنه ی سبز در اعترافات خود تقلب را اسم رمز آشوب ها خواندند و از آن نه به عنوان یک حقیقت بلکه به عنوان یک دروغ بزرگ برای اغتشاشات خیابانی یاد کردند و این همان رویه ایست که در انقلاب های مخملی اتفاق افتاده و چیز زیاد پیچیده و دور از ذهنی نیست، حال با وجود اسناد انکار نا پذیری از ملاقات پنهانی سران فتنه سبز با افراد غیر موجه بین المللی این حرف شما بسیار بی اساس و مغرضانه می نماید . و شاید  واقعا دست چدنی که از زیر دستکش مخملی نمایان شد را ندیده اید که البته جای تعجب ندارد!

« اينكه ما بگوييم ميرحسين موسوي يا هاشمي بعد از انتخابات براي آشوب، پول خرج كرده اگر هم بوده، نتيجه عكس العمل نحوه مناظره‌اي بود كه احمدي نژاد انجام داد.»!!!!!

راستش وقتی این حرف ها را می شنوم احساس می کنم خبری از حق و حقیقت و انقلاب نیست ، قضیه دست و پا زدن برای حفظ جایگاه خائنین و هتاکان به نظام است.
با این تفسیر و قاعده ای که شما به آن معتقدید باید عرض کنم ریشه ی این فتنه از تهمت ها و توهین های اطرافیان آقای موسوی در چهار ساله ی اول ریاست جمهوری به رئیس جمهور محبوب و مردمی ملت ایران بود که با سکوت امثال شما به این جا کشیده شد . اگر آن روزها نامه ی سر گشاده می نوشتید و از بی اخلاقی ها انتقاد می کردید آمریکا هم نمی توانست چنین غلطی بکند و مستقیما به جمهوری اسلامی ایران چنین تهمتی بزند چه برسد به امثال شیخ و مهندس(که روزگاری دکتر بود!)
نحوه ی مناظره ی آقای احمدی نژاد بسیار پسندیده بود و در خور شخصیت آقای موسوی !
شما معتقید که منشأ فتنه این جمله ی آقای احمدی نژاد بود که فرمودند« فرزندان آقای هاشمی در این مملکت چه می کنند؟» بنده هم با شما موافقم و بر این باور هستم که پس گرفتن اموال بیت المال از مفسدین اقتصادی با و جود خواص بی بصیرتی مثل شما حتما فتنه هایی بزرگتر از این را در پی دارد، حال که فقط اشاره ای به اینها شده است چنان بستری را برای کودتا چیان فراهم کردند و حمایتهایی از اراذل و اوباش سطح خیابان کردند که کشور را به آشوب و بحران کشاندند ، البته این قبیل فتنه ها بدون رحمت هم نیستند و همواره در این مقاطع حساس وضعیت خیلی ها مشخص می شود چنان که شد و باید رسیدگی بشود و محاکمه شوند حتی اگر فرزند شهید مطهری مخالف مجازات خائنین باشد!!!!!!!!!!!
البته خودتان قبلا جوابی به این اظهار نظر خود فرموده اید .
یادتان هست در جواب آقای محمد زندی دلگشا براساس حديث شريف پيامبر(ص) كه براي روشن شدن حق از باطل به عمار(س) مي فرمايند: تو را گروه سركش خواهد كشت (يعني معاويه)؛ قاتلين مستقيم آنان را مقصر دانسته ايد و استدلال كرده ايد كه: «سخن در اين است كه عمار ياسر مستقيماً به دست چه گروهي كشته شد، لشكر معاويه يا لشكر علي؟»
حال این سؤال مطرح است چه کسی مستقیما مردم را به حضور در خیابانها دعوت کرد و مستقیما بیانیه می داد و مستقیما در طبل تقلب می کوبید و مستقیما به دامن دشمن می رفت ؟ احمدی نژاد یا موسوی و همراهان؟

 معتقدم بايد دادگاهي تشكيل شود و همه اتهامات كروبي، موسوي و احمدي‌نژاد بررسي شود. و الا اين تندروي‌هايي كه امثال رسايي مي‌گويند و انجام مي‌دهند و مي‌خواهند پروژه انجام دهند، همان پروژه حذف هاشمي، موسوي و خاتمي است كه كشور را به پرتگاه مي‌كشاند. اينها به صلاح كشور نيست.

کودتای مخملی را توهم می دانید در حالیکه رهبر معظم انقلاب آن را تأیید کردند و به دام افتادگان در این فتنه هشدار دادند که هشیار باشید ، که البته التفات نکردند و به جهل خود اصرار ورزیدند و اینک به بن بست رسیده و دست به دامان شما و آقای رضایی شده اند تا نامه ی سر گشاده بنویسید و از آشتی ملی سخن از میان بیاورید  ، آشتی با همان حداقل معاند یا لجبازان و احمقانی که باید دفع شوند. البته استناد من به سخنان رهبری از این جهت بود که شما مدام صحبت از بصیرت و آگاهی ایشان می کنید و از حرفهایشان برای تأیید برخی عرایض خود بهره می گیرید و گرنه اینکه عده ای احمقانه به دنبال کودتای مخملی در ایران بودن بسیار روشن وشفاف است ، از این جهت این نکته را یادآور شدم که  مثال مالک اشتر را که در باره ی آقای شریعتمداری زدید به بنده نیز نسبت ندهید .« بايد گفت مالك اشتر و بسياري از اصحاب خاص اميرالمأمنين(ع) بايد صدها بار شاكر باشند كه كيهان در آن زمان منتشر نمي شد والا آقاي شريعتمداري مطمئناً با همين نوع استدلالها نام مالك اشتر را به دليل اينكه با فرمان اميرالمأمنين(ع) براي عزل ابوموسي اشعري از امارت كوفه مخالفت كرد و حضرت، علي رغم ميل باطني با او موافقت نمود، در ميان مخالفان ولايت علي(ع) ثبت مي كرد

مسببین حوادث پس از انتخابات باید محاکمه شوند و این برخلاف نظر شما یک پروژه نیست و حقیقتی است انکار ناپذیر، البته شاید شما و آقای رضایی و دیگر دوستان پشت پرده در حال پیشبردن پروژه ی دیگری با نام وحدت ملی در شرایطی که این وحدت در جامعه و جود دارد و جلوه ی آن را در 9 دی مشاهده کردیم، البته منظور شما از این پروژه رفع و رجوع جرم های دوستانتان است نه صرفا خود وحدت!!
 اگر اين‌ها(تندرو ها) از صحنه سياسي كشور حذف شوند، شما مطمئن باشيد كه اين بحران به آساني قابل حل است
نگاه خود را محدود به افراد خاصی کرده اید  و غافل از اینکه بحران برای ملت تمام شد و به جان خائنین و سلطنت طلبان افتاد ، شاید منظور شما از بحران پایبندی به قانون و محاکمه ی مجرمان است که این نظر دور از بصیرت شما است وانتظار از شما چیز دیگری است .
در پایان باید عرض کنم نگارنده ی این مطلب معتقد است که آقایان مطهری و رضایی و برخی دیگر از دوستانشان احساس می کنند نظام پشتوانه ی مردمی ندارد و اگر دم سران فتنه را نبیند، رو به سقوط می رود . شاید به خاطر همین است که از به رسمیت شناختن دولت مردمی با پشتوانه ی 25 میلیون رأی از جانب آقای موسوی(یکی از سران فتنه) به وجد آمده اند و به استقبال آن می روند و مدام آقای موسوی برای گام برداشتن در جهت وحدت ملی! تحسین می کنند و به دیگران پیشنهاد می دهند که مدتی از محافل سیاسی به دور باشید .
 باید بگویم هیچ بحرانی در کار نیست و این فقط زاییده ی یک ذهن ساده اندیش بی بصیرت است و شاید بازی جدیدی است که حضرات برای نجات خود از دست قانون آغاز کرده اند و آقایان رضایی و مطهری خواسته یا ناخواسته بازیگران آن شده اند .


 
comment نظرات ()
 
اشتباه!
نویسنده : حاجی فرفره - ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
 

امام خمینی (26 مرداد 58) :
ما نمی خواهیم در خارج از کشور وجاهت پیدا کنیم، ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم؛ و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد؛ و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی هیچ یک از اینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه های دار را در میدان های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت ها پیش نمی آمد... اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می کردیم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام می کردیم، یک حزب و آن «حزب الله»، حزب مستضعفین؛ و من توبه می کنم از این اشتباهی که کردم و من اعلام می کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سرجای خودشان ننشینند، ما به طور انقلابی با آنها عمل می کنیم. (صحیفه امام، جلد9، صفحه 280)

- رهبر عزیز انقلاب (19 دی 88):
آمدند به اصطلاح خواستند اين حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپيمائى حكومتى! بى عقل ها نفهميدند كه با اين حرف دارند از حكومت تمجيد مي كنند. اين چه حكومتى است كه در ظرف دو روز مي تواند يك چنين بسيج عظيم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور ديگر، كدام حكومت ديگر چنين قدرتى دارد؟ قوى ترين حكومت هاى دنيا و ثروتمندترينشان اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نمي توانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بياورند توى خيابان هاى شهرشان يا كشورشان. چند ده ميليون انسان در سرتاسر كشور بيايند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، پس خيلى حكومت قوى اى است كه اينجور امكان بسيج را دارد. اما حقيقت غير از اين است؛ حقيقت اين است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه يكى اند - مسوولين حكومت، از شخص حقير اين بنده گرفته تا ديگران، هر كدام قطره هایى هستيم در اقيانوس عظيم اين ملت.


 
comment نظرات ()